عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

52

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ - اى الباقون فى النّعيم المقيم ، ادركوا ما طلبوا ، و نجوا من شرّ ما منه هربوا . فلح و فلاح كنايت است از بقا و بيرون آمدن ، و بكامه رسيدن ، و پاينده ماندن ، ميگويد ايشان كه به اين صفت‌اند براست راهىاند ، و بر روشنايى ، و آن صنف اول‌اند كه از ايمان در قسم اول اند وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ - صنف ثانى اند كه پيروز آمدند و از هر چه ميترسيدند ايمن گشتند ، و بناز و نعيم جاويدان رسيدند . اين خطبه كتاب است و آفرين بر گرويدگان ، و صفت ايمان ايشان ، و خبر دادن از سرانجام كار ايشان در آن جهان . النوبة الثالثة . « الم » - التّخاطب بالحروف المفردة سنّة الاحباب فى سنن المحارب فهو سرّ الحبيب مع الحبيب ، بحيث لا يطّلع عليه الرّقيب . بين المحبّين سر ليس يفشيه * قول و لا قلم للخلق يحكيه . زان گونه پيامها كه او پنهان داد * يك ذرّه به صد هزار جان نتوان داد در صحيفهء دوستى نقش خطّى است كه جز عاشقان ترجمهء آن نخوانند ، در خلوت خانهء دوستى ميان دوستان رازى است كه جز عارفان دندنه « 1 » آن ندانند ، در نگارخانهء دوستى رنگى است از بىرنگى كه جز والهان از بى چشمى نه بينند : جمال چهرهء جانان اگر خواهى كه بينى تو * دو چشم سرت نابينا و چشم عقل بينا كن تا با موسى هزاران كلمه بهزاران لغت برفت با محمد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در خلوت او ادنى بر بساط انبساط اين راز برفت . كه الف قلت لها قفى فقالت قاف - آن هزاران كلمه با موسى برفت و حجاب در ميان ، و اين راز با محمّد مىبرفت در وقت عيان . موسى سخن شنيد گوينده نديد ، محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم راز شنيد و در راز دار مينگريد . موسى بطلب نازيد كه در طلب بود ،

--> ( 1 ) دندنه كردن ، زير لب سخن گفتن .